یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386
ما که بچه بودیم شیر مادر می خوردیم و یواش یواش داشتیم شیر می شدیم که شیر مادر خدابیامرزمان خشکید و بالاجبار بزرگ شده شیر خشک شدیم !!
در جوانی هم تمام اندوخته های کاریمان را دادیم دانشگاه آزاد و آزادانه فارغ التحصیل شدیم و شدیم متخصص مواد غذائی ولکن باز پولی برای شیر خریدنمان و شیر خوردنمان نماند و شیر شدنمان به همان فارغ التحصیل شدن از دانشگاه آزادمان ختم شد . اینک سر پیری که پاهایمان توان ایستادن در صف های طولانی شیر را ندارد نه تنها که شیر نشده ایم بلکه به پوکی استخوان ناشی از کمبود شیر نیز مبتلا گشته ایم ولکن به جان مسئولین دعا می کنیم آنهم محرمانه !! امیدوارم شیرفهم شده باشید که چه می فرمائیم !!
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 12:57 | لینک
|
