شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386
همایش تمام شده بود و همه داشتند سالن را ترک می کردند از یکی از شرکت کنندگان که در عالم تناولات خود بود پرسیدم : ببخشید برداشت شما از گردهمایی حاضر چه بود ؟ با بی حالی جواب داد : برداشت من فقط سه سیب بود و یک پرتقال ! برداشت خود شما چه بود ؟ عرض کردم برداشت من هم یک سررسید نامه بود با یک خودکار ! با تعجب پرسید : مگر سررسید نامه و خودکار هم خوردنی است ؟ پاسخ دادم : نه عزیزم خوردنی نیست بردنی است . نفر سومی که صحبت های ما را می شنید گفت : ماحصل این نشست را که شماها خوردید و بردید صد البته که دماغ سوختگیش هم به ما ماند !
نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 11:32 | لینک
|