تبليغاتX
محرمانه ها !!
نگاهی به مسائل روز از دریچه طنز

وقتي ما مطالب را محرمانه مكتوب مي كنيم اين بدان معني است كه حكماً ، قطعاً و حتماً خوف آن داريم كه گوش ناقابلمان كشيده شود ولكن از يك طرف هم بخودمان دلگرمي ميدهيم گوشي كه نه ،مي فهمد نه ،مي بيند و نه ،ميشنود و نه حتي به درد صاحبش هم ميخورد لابد ارزش كشيدن هم ندارد.كش ندهيم كه كش مكش ميشود ! به هر حال بيائيم سر اصل مطلب محرمانه و خيلي مختصر امروز :

 مطلب محرمانه و در گوشي امروز ما مربوط به دانشگاه آزاد است .

 دانشگاه آزاد:دانشگاهي كه آزادانه مي چاپد !

 دانشجوي دانشگاه آزاد: دانشجوئي  كه آزادانه بهتش ميزند و بهت زده مي ماند !

 پدر دانشجوي دانشگاه آزاد: پدري كه آزادانه گير پاچ ميكند و گيرپاچانه مي نالد !

 و نهايتا مذاكرات مربوط به روز پدر و گراميداشت پدر همراه با آهي و اوهي ، آخي و اوخي و وايي و وويي تمام ميشود صد البته كه مطلب امروز ما هم همين جا بهمراه سوزي و سازي تمام ميشود ولكن حكايت همچنان باقيست !

 

نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 10:16 | لینک  | 

طرف در حالیکه تسبیح دانه درشت خود را بالا و پائین می انداخت و همزمان مستمعین بهت زده را دست می انداخت گفت : اسم من فریدون است بر و بچه ها بمن می گویند فری ، بعدها که کلی قانون شکنی کردم و در این رشته به توسعه یافتگی نسبی رسیدم بچه ها بمن گفتند " فری قانون شکن " حال به برکت استعداد ذاتی و خلاقیت های فردی و دوستان باب طبع اداری آنگونه که افتد و دانی بـه درجه ای از رشد دست یافته ام که دیگر نه تنها بر وبچه های خودمانی بلکه که و مه ، ارض و سما و رجل و نسا جمعیا و متفق الصدا بمن می گویند " فری قانون شکن " البته من نه به تنهائی بلکه با مساعدت یاران جانی در دستگاههای اجرائی هر نوع قانونی را که دلم خواست از ریز و درشت و نازک و کلفت می شکنم و چنان می شکنم که حتی آب هم از آب تکان نمی خورد البته فلسفه قانون شکنی من صرفا به خاطر مفتخر بودن به قانون شکنی و ای بسا سو ءاستفاده های کلان نیست بلکه دلم نمی خواهد این همه شکسته بند در مملکت بیکار باشند آنهائیکه تخصصشان و حرفه شان ایجاب می کند قانون هر جا که شکست عین چینی بند زن بند بزنند ! که صد البته در اکثر مواقع بند میزنند ولی بندها جا نمی افتند که این امر نیز بهیچ عنوان ارتباطی مستقیم و یا غیر مستقیم به بند زنان ندارد و اشکال از کلفتی بیش از حد گردن های ماست !! لازم به توضیح است که ما علاوه بر قانون شکنی با حفظ سمت دل شکنی ، عهد شکنی و سرکشنی نیز می کنیم و از وضع و روزگارمان نیز بسی راضی و ممنونیم که توان اینهمه بشکن بشکنی را داریم . اگر من هم ندانم لابد شما وقوف کامل دارید که دارندگی مساویست با برازندگی و آمد روزگار اینست که معمولا من و امثال من هم سازنده اند هم نوازنده و هم برازنده !! راستی دوست دارید در عین برازندگی در چه دستگاهی برای شما بنوازم که لااقل در همه عمرم برای یکبار هم که شده دل شکنی نکرده باشم و سازندگی را به تماشا بنشینم!؟

نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 11:36 | لینک  | 

خوش خيال يكي از كارمندان بالاتر از گروه 6 و پائين تر از گروه هفت قبل از اينكه بتواند از هفتخوان رستم بگذرد و شيريني گروه هفت خود را بين رفقا توزيع كند گير ملك الموت افتاد و هر قدر التماس كرد كه چند روزي مرخصي بدون حقوق بگيرد كارساز نشد كه نشد بد جائي گير كرده بود زور ميزد تا بهر طريق ممكن جناب عزرائيل را قانع كند كه او طي چهل سال گذشته هم در حقيقت زندگاني نميكرده بلكه زنده ماني ميكرده است ! و از بي كفني زنده بوده ولكن در ميان پيراهن الفاتحه !!

لكن ملك الموت مگر باين سادگيها يقه كسي را كه گرفت ول ميكند ملك الموت مي گويد :

خوش خيال عزيز تو كه نبايد از من بترسي هيچكس هم نداند تو خود نيك واقفي كه از مدتها قبل آرزوي ملاقات با بنده را داشتي و من همان شرمنده ام كه بعلت رونق بازار تشرف به آن دنيا و استقبال بيش از حد اكثريت اقشار آسيب پذير جامعه از اين بازار نتوانستم بموقع بتو نازنين خدمت كنم ! ولي اينك كمر بسته در خدمتگذاري حاضرم و تا چشم روي هم بگذاري ترا برده ام بجائي كه عرب رفت و ني انداخت ! و فرداي آنروز آقاي خوش خيال ديگر خيالش از بابت زنده ماني راحت شده بود و چگونه نفس كشيدن يادش نمي آمد گو اينكه در قيد حيات نيز هميشه نفسش بند مي آمد دو روز بعد آگهي مجلس ترحيمي براي آقاي خوش خيال چاپ كردند و كليه همكارانش به ترتيب گروه پايه اسامي شان را ذيل آن نوشته بودند تا سلسله مراتب اداري رعايت شود ! سلسله مراتب رعايت شد ولي گروه هفت آقاي خوش خيال بعد از فوتش نيز صادر نشد محرمانه عرض ميكنم كه او فقط سيزده روز كم داشت باز هم بگوئيد سيزده نحس نيست !! گو اينكه كارمندي بدون 13 هم نحوست دارد !!

نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 13:46 | لینک  | 

کارخانه های فارغ التحصیل سازی ( شما بخوانید دانشگاهها و مراکز آموزش عالی ) مرتبا فارغ التحصیل میسازند اکثر محصولات این کارخانه ها نه تنها استاندارد نیستند بلکه محل مصرف هم ندارند چون بدون توجه به بازار مصرف و نیاز داخلی و به وفور تولید میکنند فلذا بعلت فراوانی عرضه و محدودیت تقاضا کشور را پر از تولیدات رنگارنگ کرده اند مواظب باشید رنگی نشوید !! این موسسات غیرانتفاعی ولکن جیب خالی کن ، مبارزه بی امان با بی سوادی را در راس برنامه های کاری خود قرار داده و آن چنان پیش میتازند که پست پیشتاز شمشیرش را غلاف کرده و حیران مانده است ! دولت به اینهمه فارغ التحصیل مرتب گوشزد می کند در مورد استخدام گوش بزنگ باشند و اینهمه تحصیل کرده بیسواد ! سالهاست که به گوش هایشان زنگوله بسته اند و مرتبا گوششان زنگ میزند ولکن هنوز از استخدام و جذب نیروهای فارغ التحصیل خبری نیست صد البته که وعده های دولتمردان نیز با گذشت زمان زنگ زده است !! توجه داشته باشیم که بموازات هر فارغ التحصیل یک پدر نیمه جان میشود بنابراین در ازاء دو فارغ التحصیل یک پدر بی جان میشود ! بفرمائید چند پدر باید در حسرت نان آوری فرزند خود و عروس و داماد شدنشان جان به جان آفرین تسلیم دارند و آرزوهای خویشان را با خود به دار الباقی ببرند !! خدا آخر و عاقبت همه ما را  منتهی به خیر فرماید  آمین.

نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 11:19 | لینک  | 

آقای شعاری از بس که شعار میداد واقعا شورش را درآورده بود ما هم که فشارخونمان بالاست و به توصیه دکتر جون نازنازی مان باید ملاحظه بیش از حد شوری را داشته باشیم از آقای شعاری شرمنده میشدیم و نمی توانستیم شوری شعارهایش را پذیرا باشیم فلذا به آقای شعاری پیشنهاد کردیم دنبال کسانی باشد که فشار خون پائینی داشته باشند تا بتوانند نه تنها شوری آش شعارهای وی را تحمل کنند بلکه لذت هم ببرند اینک مدتهاست که آقای شعاری شعار مودت و دوستی و اخوت و برادری با فشار پائینی ها را سروده است و خوشبختانه ما از نجات یافتگانیم و بقول عرب ها : خلاص !! پیشنهاد ما به تمام از جان گذشتگان ، جان به لب رسیدگان ، از دنیا بریدگان این است که هر چه زودتر آقای شعاری را دریابند تا لذت زندگی را دریابند !! از ما گفتن بود که گفتیم آنهم محرمانه نه علنی که همه بشنوند و بازار سیاه ایجاد شود !! بقیه را خود دانید . مرحمت زیاد . خیر پیش !

نوشته شده توسط منوچهر انتظار در ساعت 13:45 | لینک  |